ناب سیستم دستیار ویژه مدیران و کارشناسان

پیش بینی قابلیت اطمینان سیستم های برنامه ریزی تولید

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره غیر فعال
 

از جمله دلايلی که باعث پیچیده تر شدن برنامه ريزی و کنترل تولید می شود پويايی بازارها است. شرکت های تولیدی به منظور مواجهه با اين پیچیدگی سیستم های فناوری اطلاعات را به وجو د آورده اند تا بتوانند از تصمیم گیری در فرآيندهای زمان بندی تفصیلی پشتیبانی کنند با وجود اين، به دلیل اين که مدل های برنامه ريزی به شکل منحصر به فردی ايجاد شده اند و به دلیل تغییرات صورت گرفته در سیستم تولید هرگز سازگاری نیافته اند، سیستم های فناوری اطلاعات به کار گرفته شده اغلب پیش بینی قابل اطمینانی از تاريخ های تحويل ارائه نمی دهند.  

در آغاز قرن بیست و يکم جهان با تغییر چشمگیری خصوصاً رقابت در بازار، فنّاوری و نیازهای مشتريان مواجه شد. اين تغییرات موجب اصلاح عمده در کسب وکار شده است. ويژگی اساسی محیط فعلی، تغییر و عدم اطمینان است. گذر از دوره های مختلف محصول گرايی و بازار گرايی شرکت ها را با چالش های جديدی مواجه ساخته است. بر اين اساس مزيت رقابتی برای سازمان هايی است که با تمرکز بر ارزش آفرينی و مشتری گرايی به قاب سازی دستگاه های خود می پردازند. تاريخچه ی چابکی به دوره ی رکود صنايع ايالات متحده برمی گردد. با توجه به رکود صنايع تولیدی ايالات متحده و از دست دادن رقابت پذيری در طول دهه ی 1980 که به خوبی مستند شده بود، در سال1990 کنگره آمريکا تصمیم گرفت تا اقداماتی ضروری در اين مورد انجام دهد. در نتیجه کنگره به وزارت دفاع دستور داد تا آژانسی را ايجاد نموده، تا صنعت تولید ايالات متحده را با هدف رقابتی تر کردن آن، مورد بررسی قرار دهد.

در واقع با مشاهده اين که نرخ تغییر در محیط کسب وکار بیشتر از نرخ سازگاری با محیط می باشد، گروهی از متخصصان و دانشگاهیان در دانشگاه لی های در ايالات پنسیلوانیا، از طرف وزارت دفاع با اين هدف که چه سیستم و استراتژی هايی در صنعت موفق خواهند بود، گردهم آمدند تا صنعت تولید ايالات متحده را مورد بررسی قرار دهند، نتیجه ی تلاش های اين گروه گزارش دوجلدی با عنوان "استراتژی بنگاه های تولیدی قرن بود که در پائیز 1331 ، به وسیله ی مؤسسه ی ياکوکا در دانشگاه لی های منتشر شد و در همان زمان نام چابك بر روی آن قرار گرفت. با استفاده از سیستم ناب که در آن به کاهش اتلاف ها )اتلاف ناشی از موجودی، حمل و نقل، فرآيندهای کاری، قطعات معیوب، زمان انتظار و بیکاری، حرکت های زائد و تولید اضافی(  می پردازد، هزينه ی نهايی تولید محصول و نیز قیمت فروش کاهش می يابد که نتیجه اين عمل رضايت مشتريان می باشد. اما در بسیاری از بازارهای امروزی به دلیل تغییر و بی ثباتی تنها ناب بودن و کاهش اتلاف ها کافی نمی باشد. لذا اين موضوع باعث ظهور الگوی جديدی به نام الگوی چابك شده است. سیستم چابك افزايش انعطاف پذيری و پاسخگويی را سرلوحه ی کار خود قرار داده، حتی برای اين منظور هزينه های بیشتری را نسبت به ساير رقبا متحمل می شود. بنابراين يك سازمان چابك به خواسته های مشتريان اهمیت می دهد و در تلاش است که با پاسخگويی سريع به اين خواسته ها عملکرد خود را ارتقا بخشد.

مفهوم چابکی

چابکی به معنای ارزش ارائه شده به مشتريان، آماده بودن برای تغییر، ارزش دانش و مهارت نیروی انسانی و شرکت های مجازی تشکیل شده می باشد. چابکی توانايی تولید با داشتن مجموعه ويژگی های زير می باشد: تولید با هزينهی کمتر، تولید در زمان تدارک کوتاه با کیفیت بالا و تنوع فراوان، ايجاد مشتريان خاص و منحصر به فرد .

تولید چابك به سه مورد زير نیاز دارد :

ساختارهای - مديريتی و سازمانی نوآورانه،

 افراد - توانمند با دانش و مهارت بالا، و

فنّاوری های - هوشمند و .) انعطاف پذير

 

تعاریفی از تولید چابک (AM)

محصولاتی با کیفیت بالا و بر اساس خواسته مشتری

تأکید بر شايستگی های اساسی و ايجاد تحرک پذيری

پاسخگويی بهنگام نیازهای مشتری

ترکیبی از تکنولوژی های گوناگون

تکامل تدريجی تکنولوژی های تولیدی

بهره گیری از تغییرات به عنوان يك فرصت

توانمندی بقا و پیشرفت

 

صنعت تولید همواره در شرف تغییر پارادايم بوده است . اين تغییر از صنعت دستی به تولید انبوه سپس به تولید ناب و در عصر حاضر به تولید چابك (AM) در حال گذار بوده است.

دوره اول : تولید دستی بوده و از ويژگی های اين دوره سطح تولید بسیار پايین، نظام استاد شاگردی، کیفیت پايین محصولات، وجود کارگران ماهر، وجود ماشین های چندمنظوره، تولد سیستم کارگاهی، وجود سازمان دهی غیرمتمرکز و قیمت بالای محصول است .

دوره دوم : دوره تولید انبوه هنری فورد بوده که می توان از خط مونتاژ متحرک، قابلیت تعويض کامل قطعات، راحتی اتصال قطعات مختلف به يکديگر، کاهش زمان چرخه کاری، تعويض پذيری کارگران، خلق افراد جديدی مانند تعمیرکاران و مهندسان صنايع و کاهش زمان راه اندازی ماشین آلات را به عنوان ويژگی های اساسی آن نام برد ، البته نبايد از نام اسلون کسی که مکمل کارهای فورد بوده به سادگی گذشت زيرا هنری فورد با موفقیت تولید انبوه را در کارخانه به ثمر رساند امّا هرگز نتوانست دستگاه سازمان دهی و مديريتی به وجود آورد که بتواند سیستم کلی کارخانه ها ، عملیات مهندسی و سیاست های بازاريابی، يعنی همه دستاوردهای تولید انبوه را اداره کند. اسلون سیستمی را که فورد پیشگام آن بود تکمیل کرد و به شکل امروزی آن درآورد .

دوره سوم : فلسفه تولید ناب )سیستم تولیدی تويوتا( که بنیان گذار و مغز متفکر آن تايیچی اوهنو بود. فلسفة تولید ناب به معنای حذف هر نوع فعالیت بدون ارزش افزوده می باشد ، تولید ناب اصولی دارد که عبارتند از : حذف ضايعات ، عیوب صفر، تیمهای چند منظوره، کاهش لايه های سازمانی، رهبری تیمی، سیستمهای اطلاعاتی عمودی، بهبود مستمر و سیستم کششی.

دوره چهارم : تولید چابك (AM) است که هدف آن اغنای مشتری، اهرمی کردن اثر اطلاعات و افراد ، تسلط بر تغییرات و عدم اطمینان و افزايش رقابت پذيری از طريق همکاری می باشد

 

اصول تفکر ناب

 تعیین دقیق ارزش هر محصول ١

 شناسايی جريان ارزش محصول

 ايجاد - حرکت بدون وقفه در اين ارزش

ايجاد - امکان کشش به مشتری برای بیرون کشیدن ارزش

تعقیب  کمال

 

مدل های دستیابی به چابکی

الف( مدل چابکی از نظر تورنگ لین و همکاران : در اين مدل محرک چابکی تغییر است .

ب( مدل چابکی از نظر شريفی و ژانگ:

در اين مدل به محرک های چابکی يعنی تغییر و به قابلیت های چابکی که سرعت و انعطافپذيری و پاسخگويی و شايستگی است و در نهايت به توانمند سازهای چابکی اشاره کرده است که ابزارهای دستیابی به قابلیت های چابکی است . همچنین به مدل های شارپ و همکارانش که دارای سه جز می باشد و مدل يوسف و همکارانش که دارای چهار مفهوم اساسی است اشاره شده است  در مدل مرجع تولید چابك که بر مبنای بررسی شرکتهای کوچك و متوسط توسعه يافته ؛ چهار توانمندی لازم برای دستیابی به چابکی به صورت چهار سازه استراتژی چابك ، فرايندهای چابك ، پیوندهای چابك و کارکنان چابك به ترتیب زير شناسايی شدند :

 استراتژی چابك - : شامل فرايندهای درک شرکت از موقعیت خود درحیطه ی فعالیت و هم نوايی با بازار پرشتاب ، تعهد مديران ارشد برای دستیابی به چابکی و بسیج همه ی کارکنان در اين جهت و ارزيابی آن .

 فرايند های چابك - : تدارک تسهیلات و فرايندهای لازم برای کارکرد چابك سازمان .

 پیوند های چابك - : همکاری نزديك با مشتريان و تأمین کنندگان و شرکاء و يادگیری از بیرون شرکت .

 افراد چابك: - توسعه يك نیروی کار انعطاف پذير و چند مهارتی و ايجاد فرهنگی که ابتکار، خلاقیت و حمايت برای تلاش در سراسر سازمان را ممکن می سازد

ویژگی های سازمان های انعطاف پذیر و چابک

انعطاف پذيری بطور کلی توانايی يك سازمان برای درک تغییر محیطی سپس پاسخگويی سريع و کارا به آن تغییر است . اين تغییر محیطی می تواند تغییرات تکنولوژيك و کاری يا تغییر نیاز مشتری باشد . و اما واژه چابك توصیف گر سرعت و قدرت پاسخگويی سازمان در هنگام مواجهه با رويدادهای داخلی سازمان است . اين سازمانها نه تنها بايد پاسخگوی تغییرات موجود باشند ، بلکه با يك آرايش مناسب بايد قادر به کسب مزايای رقابتی نیز باشند  از ويژگی های اين سازمانها می توان به موارد زير اشاره کرد :

 مبتنی بر اطلاعات

 تمرکز فعالیتها بر شايستگی ها

 انعطاف پذيری

حذف هزينه های سربار

خلاقیت، همراه با ساختارهای مجازی

فقدان سلسله مراتب

 تمرکز روی قابلیتهای کلیدی

 ضرورت وجود اعتماد بین شرکتهای همکار

 

اصول طراحی سازمان چابک

اين اصول برای هر سازمانی که می خواهد در جهت پاسخگويی و پیشبینی تغییرات بهتر از رقبايش عمل کند، لازم است. اين اصول به شرح زير است :

 استراتژی منبع یابی: مجموعه ای از تصمیماتی بوده که به تعريف و يکپارچگی منابع داخلی و خارجی می پردازد . ابتدا به تشخیص خدماتی که در سازمان بايد انجام شو د، پرداخته و سپس مسئولیت افراد را به آنان واگذار خواهد کرد .

 مدیریت منابع: نقش مؤثری در به کارگیری افراد ، مهارت ها و شايستگی ها در جای مناسب خود دارد و به سازمان در تخصیص درست منابع کمك خواهد کرد .

شایستگی - ها : هر آنچه که باعث تشخیص بهترين عملکردهای سازمانی شود ، اصطلاحاً شايستگی نامیده می شود . در گذشته ، سازمان های اطلاعاتی سنتی بر مهار ت های تکنیکی ) فنی( تکیه داشته اند ولی با حرکت به سمت چابکی بايد به شايستگی ها توجه زيادی معطوف گردد .

 رهبری : در سازمانهای چابك رهبری کمتر بر روی کنترل دستوری متمرکز است و بیشتر روی آماده سازی ، هدايت ، اثرگذاری، تفويض اختیار و متقاعدسازی تمرکز دارد .

نوع فرآیندها : در اينجا تأکید روی چگونگی انجام کا ر توسط سازمان است . به طور کلی تمامی فرآيندها دارا ی چهار خصیصه کلیدی هستند : قابل مشاهده ، قابل انداز ه گیر ی ، قابل تکرار ، قابل تنظیم .

 ساختار بند ی: بیشتر بر ساختار سازمانی تمرکز دارد و اينکه اجزای سازمان چگونه در کنار هم قرار گیرند . يك سازمان چابك دارای ساختار قابل انعطاف است.

به دلیل پويايی بالای مدل های کارکردی و داده در فرآيندهای تولیدی ، مدل های آن سیستم ها بايد تغییر پذير باشند . با وجود اين ، به استناد تحلیل های صورت گرفته در شرکت های تولیدی، فاصله ای بین مدل های تعريف شده با آن چه در واقعیت و در صحن کارخانه رخ می دهد وجود دارد . طبق تحلیل های انجام شده در شرکت هايی که به سری سازی های کوچك و انفرادی مشغول اند، شباهت بین برنامه ريزی انجام شده توسط سیستم برنامه ريزی و وضعیت واقعی موجود در صحن کارخانه پس از سه روز تا ١١ % کاهش می يابد . به دلیل اين که هدف اصلی پشتیبانی عبارت است از پای بندی زياد به تاريخ های تحويل ، تمام شرکت های تولیدی به قابلیت اطمینان برنامه تولید پیش بینی شده علاقه مند هستند تا از آن به عنوان مبنايی برای تأيیديه های تاريخ تحويل تضمین شده استفاده کنند

 

کاستی های سیستم های برنامه ریزی فعلی

 عدم وجود تصويری کافی از وضعیت واقعی از لحاظ بازخورد -

 ساختارهای انعطاف ن اپذير و عدم وجود قابلیت تطبیق در سیستم های برنامه ريزی -

 عدم تعديل مستمر داده های اصلی و تراکنشی و نیز مدل ها با محیط واقعی -

 بی توجهی به انحرافات موجود بین مدل ايجاد شده در سیستم برنامه ريزی و وضعیت واقعی فرآيندهای تولیدی

 

امروزه شرکت ها برای مديريت پیچیدگی تولید و پشتیبانی ازPPC (برنامه ريزی و کنترل تولید) بر سیستم های برنامه ريزی تفصیلی تکیه می کنند. کاستی های بیان شده برای سیستم های برنامه ريزی فعلی، که در تولید به کار می روند ، باعث به وجود آمدن الزامات متعددی برای سیستم های برنامه ريزی شده است :

انطباق پیوسته داده های مورد استفاده برای برنامه ريزی -

 تعديل پیوسته مدل های مورد استفاده برای برنامه ريزی -

 بیان مستمر وضعیت واقعی صحن کارخانه -

 تعیین انحرافات به وجود آمده بین برنامه ريزی و واقعیت -

 تعیین دلايل به وجو د آمدن انحراف از برنامه ای که توسط سیستم برنامه ريزی مورد استفاده به وجود آمده است . -

 تعیین قابلیت اطمینان پیش بینی

آخرین پیشرفت های علمی

1-خود بهینه سازی

نیاز به انطباق پیوسته در رويکرد خود بهینه سازی نیز مورد توجه قرار گرفته است . خود بهینه سازی اصلی تأيید شده برای مواجهه با

محیط پیچیده فرآيندهای تولیدی است . خود بهینه سازی شامل سه اقدام است : تحلیل وضعیت جاری ، تعیین اهداف سیستم و انطباق رفتار سیستم . مفاهیم جاری خود بهینه سازی در فرآيند های تولیدی را می توان به سه رويکرد اولیه تبديل کرد : شرکت برخالی ) فراکتالی (،سیستم تولیدی خود سامان و سیستم تولیدی زيستی bionic

کارخانه ی برخالی )فراکتالی( از چندين برخال تشکیل می شود که نماينده واحدهای تولیدی هستند که به طور مستقل عمل می کنند.برخال ها را می توان با عنوان خود همانند، خود سازمان ده و خود بهینه ساز تعريف کرد . هر برخال در پی هدف خود در يك سیستم هدف است. برخال ها از طريق شبکه ای پويا و خود تنظیم به يکديگر متصل می شوند . سیستم تولیدی خود سامان ) HMS ) ازهولون ها  ساخته می شود. هولون ها اجزاء سازنده ی خود مختار و مشارکت کننده ای هستند که به منظور دست يابی به هدفی مشترک، که به اصطلاح هولارکی نامیده می شود ، اطلاعات يا اشیاء فیزيکی را که در سیستم مشارکتی مرتب شده اند منتقل و پردازش می کند

2-خلق مدل خودکار

رويکردی که برای مواجهه با تقاضای تعديل پیوسته مدل هايی که برای برنامه ريزی استفاده می شوند و نمايانگر وضعیت واقعی صحن کارخانه هستند عبارت است از به کارگیری مدل های سیستم تولیدی که به طور خود کار به وجود آمده اند. اين موضوع که به اصطلاح خلق مدل خود کار ) AMG ( نامیده می شود گسترش پید اکرد تا موجب تسريع فرآيند ايجاد و افزايش درستی مدل های شبیه سازی شود .

 


نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

کلیه حقوق این سایت متعلق به تفکر ناب می باشد