ناب سیستم دستیار ویژه مدیران و کارشناسان

اهمیت سیستم خود کنترلی در صنعت

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال
 

از موثرترین راههاي حفظ بازار و پیشی گرفتن از رقبا کاهش هزینه تمام شده بدون کاهش کیفیت محصول نهائی میباشد. یکی از روشهاي کاهش قیمت تمام شده ،بحث سپردن مسئولیت کنترل از بازرسین به اپراتورهاي تولید یا همان خودکنترلی می باشد. در ضمن اینکه افراد خودکنترلی را رعایت میکنند، مدیر نیزباید کنترل لازم را در سازمان اعمال کند.

بحث کیفیت مقوله اي نمی باشد که بتوان آن را در یک تعریف گنجاند ولی آنچه امروزه به وضوح آشکار می باشد این است که هدف حفظ و بهبودکیفیت، "رضایت مشتري" می باشد دربازاری که به علت تنوع زیاد،مشتري دیگر مجبور به انتخاب تحمیل شده نمی باشد و با آگاهی،خرید می کند،تولیدکنندگان جهت بقاء خود باید رضایت مشتري را جلب نمایند و کیفیت یکی از موثرترین ابزارها می باشد با شروع انقلاب صنعتی در اواسط قرن18 ،ماشین هاي تولیدي کم کم جایگزین ابزار و مهارت فردي افراد هنرمند و صنعتگر گردید.با پیدایش روش هاي جدید و پیچیده تولید، اشتیاق به تولید بیشتر افزایش یافت و بدین ترتیب ،نیاز به کنترل کیفیت محصول نهایی نیز ابعاد تازه اي پیدا نمود.  در خطوط تولید به طور قطع خطا رخ می دهد، زمانی کیفیت حفظ می شود که این خطاها و نقص ها از چشمان کنترل کیفیت پوشیده نماند .تولید و کنترل کیفیت باید دو قطب با توانائی یکسان باشند،هرچقدر بدنه هاي تولید مدرنتر شود به همان اندازه یا بیشتر باید کنترل کیفیت تقویت شود .سمت و سوي فعالیت هاي کنترل کیفیت باید به اقدامات پیشگیرانه سوق پیدا کند.

پیاده سازي سیستم کیفی خودکنترلی یکی از این اقدامات میباشد که با خودکنترل نمودن اپراتورها نقص و خطا در محل رخداد از بین میرود و از ترویج آن در بخشهاي بعدي جلوگیري می شود. این امر سبب کاهش هزینه هاي کیفیت نیز می گردد.سپردن مسئولیت کنترل از بازرسی حین فرآیند کنترل کیفیت به اپراتورهاي تولید یا مونتاژ، شرح مختصري از سیستم خودکنترلی می باشد.

کنترل، فرآیندي مستمر براي اطمینان از انطباق نتایج واقعی با برنامه هاي پیش بینی شده است، کنترل ابزاري براي ارزیابی اثربخشی و کارآیی سایر فعالیتهاي مدیریت یعنی برنامه ریزي، سازماندهی، تأمین نیروي انسانی و رهبري است.

در یک طرف منشأ کنترل مبتنی بر عوامل بیرون از فرد قرار دارد که از آن به منابع خارجی یاد می شود به عنوان مثال : همکاران،سرپرستاران،جامعه، سازمان و ... . در این صورت رفتار، محصول عوامل محیطی در چنین شرایطی است و روانشناسان و محققان سازمانی بر اساس این دیدگاه بر تأثیرات مطلوب منابع کنترل خارجی بر رفتار کارکنان، تأکید نموده اند. از طرف دیگر منبع کنترل، ناشی از خود فرد است. تحقیقات اخیر در ادبیات مدیریت به طور قابل توجهی بر نقش فرد در ساختار کنترل سازمانی تأکید نموده اند، فرد در این ارتباط هم از لحاظ ذهنی و هم از لحاظ عملی نقشی فعال در فرآیند کنترل ایفا می نماید.

تعریفی که میتوان از خود کنترلی ارائه داد عبارت است از انتقال عامل کنترل از خارج به داخل انجام دهنده فرآیند به طوريکه کارگر با اختیار و آگاهی کافی به ارزیابی و اصلاح عملکرد خود در قالب دستورالعمل هاي تعریف شده در جهت تحقق هدف فرآیند اقدام نماید، مفهوم خودکنترلی را می توان در سیستمهاي سایبرنتیک  مشاهده نمود. از نشانه هاي سیستمهاي سایبرنتیک آن است که این سیستمها بدون اینکه نیازمند کنترل از خارج باشند، میتوانند به صورت خودکار و اتوماتیک خود را کنترل و تنظیم نمایند، مثل ترموستات. اما مسئله خودکنترلی انسانها در  سازمانها که از اهمیت فوق العاده اي برخوردار است و مهارت هاي خاص و ویژه اي را مطالبه می کند به مانند طراحی سیستم هاي سایبرنتیک، چندان کار ساده و آسانی نخواهد بود. پرواضح است که مسئله کنترل انسان ها در سازمان ها علی رغم اینکه زمانبر است، هزینه هاي زیادي را نیز بر سازمان ها تحمیل می کند. در محیط هاي سازمانی که از آن به عنوان محیط هاي متحرك و پویا نام برده می شود، علیرغم اینکه خودکنترلی موجب می شود تا بر بسیاري از هزینه هاي سازمان خط بطلان کشیده شود، اما وجود ابهامات و بعضاً بی اعتمادي ها نسبت به زیردستان، همواره دسترسی سازمان ها را از برخوردار شدن به انسان هاي خودکنترل محروم ساخته است. آنچه را که از مفهوم خودکنترلی در سازمان ها بر می آید، نشأت گرفته از آن است که کارکنان و فرودستان به جاي اینکه توسط عوامل سازمان ها کنترل شوند، خود به کنترل و اصلاح خویش بپردازند. به عبارت دیگر، کارکنان مشتاقانه در پی تحقق کنترل درونی خویش گام بردارند.   خودکنترلی یک سیستم کیفی مبتنی بر کنترلهاي اپراتوري می باشد. در این مقوله با ارتقاء سطح و توسعه دانش کارکنان تولید، برآن هستند تا وظیفه کنترل هاي بازرسین کنترل کیفیت، به کارکنان تولید واگذار شود. در واقع مسئولیت کنترل عملیات تولیدي، رد یا پذیرش محصول در خط تولید و تعیین تطابق سطح کیفی محصولات با سطوح کیفی از قبل تعیین شده، به کارکنان تولید واگذار می شود. خودکنترلی از یک سو به عنوان یک سیستم با قابلیت بالا جهت ایجاد کیفیت در منبع عمل می کند و از طرفی دیگر واحدهاي اجرائی تولید را مجهز به قابلیت شناسائی و حل ریشه اي ایرادات در محل می نماید. در این سیستم هر کارگر مسئول کیفیت تولید عملیات خود می باشد و سرپرستان تولید فقط بر اجراي صحیح وظایف نظارت می کنند. اجراي این سیستم در سطح کارخانه تدریجی و نقطه آغاز آن خط مونتاژ میباشد که بیشترین حساسیت و اهمیت را دارد. با توجه به ماهیت سیستم خودکنترلی که حذف بازرسین کنترل کیفیت از خطوط تولیدي و مونتاژي می باشد، این امر ابهاماتی براي اپراتورهاي تولیدي ایجاد می کند از جمله اینکه وظایف آنها بیشتر از چیزي است که مقرر شده است و یا اینکه مسئولیت کاري سایرین به آنها واگذار شده است و همین طور از دید بازرسین کنترل کیفیت که با سپرده شدن وظیفه شان به دیگري گمان می برند بیکاري در انتظارشان می باشد.

لازم به ذکر است که نباید خود کنترلی را همانند یک پروژه تلقی کرد که اجراي آن در یک تاریخ شروع و در یک تاریخ تمام می شود، بلکه امري مستمر و دائمی است و مدیران باید نظارت کافی را بر اپراتورهاي تولید داشته باشند و با این اقدام بازخورد عملکرد اپراتورهاي تولیدي را مشاهده نمود.


نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

کلیه حقوق این سایت متعلق به تفکر ناب می باشد