ناب سیستم دستیار ویژه مدیران و کارشناسان

تکنیکهاي کنترل و تولید بدون نقص

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

 امروزه بسیاري از شرکتهاي پیشتاز غربی نیز از تکنیکهاي خطاناپذیرسازي ZQC و روش هاي حل مساله JIT استفاده می کنند. اینروش ها می توانند اتلاف هاي مربوط به کیفیت مانند دوباره کاری ها، ضایعات، ازکارافتادگی ها و خرابی هاي دستگاه ها را حذف کنند. امروزه تقریبا درتمامی شرکت ها و کارخانجات واحدي بنام واحد کنترل کیفیت QC وجود دارد. وظیفه این واحد بازرسی نهایی محصول و یا بازرسی محصولات نیمه ساخته و در حین تولید است. 

 ZQC یک روش کنترل کیفیت جهت رسیدن به خرابی صفر است کلمه صفر (ZERO) به ایجاد تولیداتی با ضایعات صفر اشاره می کند. ZQC بر این اصل استوار است که جلوي ایجاد ضایعات را از طریق کنترل فرآیند می توان گرفت حتی هنگامی که یک ماشین یا یک فرد بخواهد دچار اشتباه شود.

ZQC روشی است که بر افراد و ماشین آلات تکیه نمی کند، زیرا می داند احتمال بروز خطا در هر دو حالت وجود دارد، لذا راههایی پیدا می کند تا این خطاها منجر به خرابی ها و ضایعات نشوند و روشی جهت خطا ناپذیر کردن فرآیندها می باشد ممکن است این سوال مطرح شود که چرا باید بر خرابی هاي صفر تمرکز کرد اما باید بدانیم که علت اصلی و یکی از دلایل مهم جهت تولید محصول بدون عیب نگهداشتن رضایت و وفاداري مشتري است بعضی اوقات حتی یک محصول خراب در یک شرکت می تواند ضرر مالی جبران ناپذیري به آن شرکت وارد کند به عنوان مثال فرض کنید شما علاوه بر اینکه نارضایتی خود را نسبت به خرابی به سازنده منعکس می کنید و دیگر از آن سازنده خرید نمی کنید بلکه این واقعه را به دوستان و آشنایان نیز منتقل می کنید و این باعث کاهش عدم اعتماد نسبت به آن سازنده شده و در فروش آن شرکت تاثیر مستقیم خواهد داشت اصولا یکی از پارامترهاي کلیدي در بازار رقابتی کنونی تولید محصول بدون عیب می باشد.

 بهره وري

کوشش هاي اقتصادي انسان همیشه و همواره معطوف بر آن بوده است که حداکثر نتیجه را از حداقل تلاش ها و امکانات بدست آورد. این تمایل را می توان اشتیاق وصول به بهره وري افزون تر نام نهاد. جمیع اختراعات و ابداعات بشر از ابتدایی ترین ابزار کار در اعصار بدوي گرفته تا پیچیدهترین و بغرنج ترین تجهیزات مکانیکی و الکترونیکی زمان حاضر، متأثر از همین تمایل و اشتیاق می باشد. هر انسان عاقل و خردمندي می خواهد که بهترین کار را انجام دهد و بهترین بهره را حاصل کند. در بینش مدیریت علمی، با بنیانگذاري خردگرایی سازمانی یا رفتار عقلانی سازمان مترادف با،« تیلور » بهره وري و کارایی به کار می رود. اصولا مدیریت عبارت است از: «دانش افزایش بهره وري و استفاده بهینه از منابع و امکانات موجود» بهره وري مفهومی است جامع. « به منظور نیل به اهداف تعیین شده و کلی که افزایش آن به عنوان یک ضرورت، جهت ارتقاي سطح زندگی، رفاه بیشتر، آرامش و آسایش انسان ها، که هدفی اساسی براي همه کشورهاي جهان محسوب می شود، همواره مدنظر دست اندر کاران سیاست و اقتصاد و دولت مردان بوده و می باشد.

بهره وري و سیستم هاي خطاناپذیرسازي:

اشتباه در سازمان ها به دلایل مختلفی اتفاق می افتد ولی اغلب آن ها قابل جلوگیري است. اگر سازمان ها تلاش کنند وقتی مشکلی به وجود می آید، آن را بشناسند و علت هایش را ریشه یابی کنند و براي آن یک اقدام اصلاحی مناسب انجام دهند، از بروز مشکلات در مراحل مختلف کار پیشگیري می شود و در صورت ایجاد مشکل، درکمترین زمان شناسایی می شود و مثل علف هرز از بین می رود. استفاده از تکنیک هاي خطاناپذیرسازي ساده نه تنها در امور اداري و صنعتی بلکه در امور جاري زندگی می تواند باعث افزایش بهره وري و کاهش اتلاف ها گردد. در محیط هاي صنعتی و دستگاه هاي تولید و در اجزاي مکانیکی و دستگاه ها می تواند بصورت موثري از بروز اشتباه و دوباره کاري ها و اتلاف منابع جلوگیري کند. خطا ناپذیرسازي یک علم نیست بلکه یک دیدگاه است؛ دیدگاهی که در آن منشا خطاهاي بالقوه انسانی و تجهیزاتی شناسایی و ازریشه حذف می شود.

هرچه مقدار خطا و اشتباهات نیروي انسانی بیشتر شود سیستم مجبور به دوباره کاري و اصلاح خطا خواهد شد و هرچه دوباره کاري در سیستم افزایش یابد، بهره وري نیروي انسانی کاهش پیدا خواهد نمود. پس یکی از راه هاي افزایش بهره وري کاهش خطاهاي نیروي انسانی خواهد بود. خلاقیت و نوآوري اولین و مهمترین عامل پیاده سازي در سیستم هاي خطاناپذیرسازي می باشد. این امر با توجه به تجربیات، دانش و سیستم هاي ناب سازي تولید صورت می پذیرد.

پوکا یوکه  (خطاناپذیرسازي) چیست؟

پوکایوکه (خطاناپذیرسازي) توسط یک مهندس تولید ژاپنی به نام شی جی یو شینگو ابداع شد. او کسی است که باعث ایجاد تحولات عظیمی در بسط مفهوم کنترل کیفیت در ژاپن شد.

پوکا یوکه که به صورت Poh-Kah Yoh-Key تلفظ می شود، به معناي پوکا (خطاهاي غیر عمدي) و یوکه (پرهیز) است.نتیجه این که پوکایوکه سیستمی است که از هدر رفتن انرژي، زمان و منابع قبل از بروز خطا در آینده، جلوگیري می کند. اصلی ترین این خطاها، خطاهاي نیروي انسانی می باشد، حال در اکثر موارد خطاهاي غیرعمدي نیروي انسانی موجب بروز صدمات و هدر رفتن منابع می شود. اگر بتوان با تکنیک هایی باعث کاهش متغیرها در فرایند و کاهش خطاهاي نیروي انسانی گردید، در واقع بازده نیروي انسانی بیشتر تحت کنترل خواهد بود.

چرا اشتباهات ایجاد می شوند؟

 بیشتر اشتباهات عمدي نیستند.
اشتباهات معمولا بدلیل پیچیدگی فرآیند اتفاق می افتد.
وجود متغیرهاي زیاد ، احتمال رخ دادن اشتباهات را افزایش می دهد.
هدف از اجراي پوکا یوکه کاهش و حذف متغیرهاي تاثیرگذار بر سیستم می باشد.

تغییر تفکر:

 آیا بازرسی ضروري و لازم است؟ آیا می شود همه چیز از اول درست باشد؟
آیا انسان جایزالخطا می باشد؟ آیا میتوان با کاهش فاکتورهاي انسانی درگیر در کار، انجام راه هاي غلط را غیرممکن ساخت؟
آیا همیشه در فرآیند می توان با داشتن رویه استاندارد، بازهم قوانین و مقررات را زیرپا نهاد؟ آیا می توان با تکنیک ها و ابزارها متغیرها را کاهش داد و یا حذف کرد؟
آیا هر نفر براي انجام کار روش خاص خود را دارد؟ آیا می توان افراد را به روش کاري مناسب و درست و یکسان در داخل فرایند پایبند ساخت؟


اهداف خطاناپذیرسازي:

  •  خطاناپذیرسازي راه هاي فرار از قانون و دستورالعمل ها را کاهش می دهد.
  • خطاناپذیرسازي انتخاب ها را در یک فرآیند کاهش می دهد.
  • حق انتخاب (احتمال اشتباه) را از نفر می گیرد.
  • براي هر کار فقط یک راه انجام وجود خواهد داشت.(استانداردسازي) در این تکنیک ما باید بیاموزیم چگونه می توان از وقوع خطاها پیشگیري نمود، قبل از اینکه خطاها منجر به اشتباهات و یا قانون گریزي هاي غیرمنتظره شوند.
     

چه عواملی ایجادکننده مشکلات هستند:

اغلب اشتباهات و خطاها در یکی از پنج حالت زیر رخ می دهند:

 در طراحی فرآیندهاي استاندارد رویه هاي مناسبی رعایت نشده باشد مثلا اگر در عملیات ورود اطلاعات، بتوان در سیستم رایانه اي هرگونه اطلاعات و مشخصات چه معتبر و یا غیر معتبر و نادرست و نامربوط را ایجاد کرد.
عملا در بسیاري از عملیات تغییر پذیري وجود دارد، مثلا صدور بخشنامه هاي متعدد و بسیار و عدم اطلاع رسانی به کارمند و یا ارباب رجوع و یا عدم بروز رسانی نرم افزارها و فرم ها با بخشنامه های جدید.
گاهی ممکن است از افراد آموزش ندیده و یا باتجربه کم استفاده شود. راه حل این ست که نفرات در هنگام شروع بکار آموزش لازم را دیده و صلاحیت آن ها براي کار تایید گردد.
افراد فاقد صلاحیت و ناکارآمد می تواند موجب ایجاد مشکلات در سازمان شود که با آموزش و یا برخورد و تشویق و تنبیه مناسب و مدیریت صحیح می توان از بروز مشکل جلوگیري کرد.
اگر تمامی موارد فوق درست و صحیح اجراء شود، اشتباه و خطاي انسان می تواند باعث بروز خطا، خرابی و حادثه شود.
معمولا چهار حالت اول هر کدام داراي راه حل هایی است که توضیح داده شد ولی چون خطاي انسانی قابل پیش بینی نیست پیشگیري آن نیز سخت تر است. هدف پیشگیري از تمامی خطاهاست و نه فقط کاهش تعداد آنها و جلوگیري از اشتباهات ساده، قبل از آن که منجر به مشکلات براي سازمان شوند.

مراحل اجرایی خطاناپذیرسازي(Mistake-Proofing)

الف-هدف

 هدف اول(preventive): پیشگیري از یک اشتباه قبل از روي دادن که یک عمل کنشی می باشد
هدف دوم (detection): شناسایی و تشخیص فوري، وقتی یک اشتباه اتفاق افتاده که یک عمل واکنشی می باشد
ب-روش هاي پیشگیري:

وقتی یک اشتباه در فرآیند بوجود می افتد یکی از چهار پیامد زیر روي می دهد:

 کنترل: به معناي خود کنترلی یعنی اصلا اجازه خطا داده نمی شود. (سه شاخه مخصوص تلفن، اعلام خطاي نرم افزار در صورت ورود اطلاعات اشتباه)
توقف: درصورت بروز خطا فرآیند متوقف می شود. (در سیستم اداري هر فرآیند می بایست بصورت خودکنترلی نفر بعد، فرآیند اجرا شده توسط نفر قبل را بررسی و در صورت مشاهده ایراد از ادامه اجراي فرایند  جلوگیري نماید)
اخطار، هشدار: درصورت بروز خطا سیستم هشدار می دهد. (در سیستمهاي نرم افزار در صورت مشاهده تخلف و یا ایراد و مشکل مراتب به اپراتور و یا مافوق گزارش دهی شده و یا سیستم گزارش هاي در خصوص اشتباهات و یا خطاها به کاربران خاص ارائه دهد)
اعلام خطر حسی : تشخیصخطا بوسیله انسان (مشاهده عدم وجود اشتباه و احساس مشکلات ناشی از آن)
 

بهترین نوع پیامد کدام است؟

بهترین نوع پیامد به موارد متعددي وابسته است، توجه نمودن به چگونگی شروع یک پیامد، آنچه که اتفاق می افتد، نتیجه شروع پیامد، ارزش نهفته، میزان اهمیت و برگشت سرمایه همگی جزو این موارد می باشند.

کنترل، توقف و اخطار همگی بصورت اتوماتیک عمل می کنند درحالی که در اعلام خطر حسی، این نیاز وجود دارد که اپراتور، اشتباهات و خطاها را لمس کند. انتخاب بهترین نوع پیامد، بستگی به چگونگی شروع خطا در فرآیند، میزان هزینه از دست رفته (درصورت ایجاد آن خطا یا حادثه)، میزان خطر، زمان کشف آن خطا و میزان بازگشت سرمایه دارد.

استانداردسازي:

استفاده از سیستم استاندارد سازي در کار باعث کاهش خطاهاي نیروي انسانی و در نتیجه کاهش حادثه خواهد شد.

خلاقیت در سیستمهاي خطاناپذیرسازي از طریق بهبودهاي کایزنی:

استفاده از بهبودهاي کایزنی (بهبودهاي کوچک با هزینه اندك) می تواند علاوه بر کاهش هزینه قابل توجه، فرهنگ بهبود مستمر را در محیط کار در تمامی موارد کاري (ایمنی و کیفیت) دربرگیرد. این بهبودهاي کوچک حاصل خلاقیت و نوآوري و تجربه می باشد. از مهم ترین ویژگی هاي بهبودهاي کایزنی، ارزان بودن و قابل اجرا بودن در داخل واحد و همچنین استفاده از منابع داخلیمی باشد. این امر میسر نمی گردد مگر اینکه با دید باز و خلاق به موضوع نگریست و بهبود را با ویژگی هاي خاص آن خلق نمود. همچنین از بهترین روش هاي کسب ایده هاي خلاق در سازمان، ایجاد سیستم کارامد پیشنهادات می باشد که بهتر است با جبران خدمت بر حسب امتیاز مناسب همراه باشد.

ساده سازي کار، جهت انجام کار : هرچقدر کارها ساده تر شود ، احتمال بروز حادثه و یا خطا کاهش می یابد. متد فوق هنگامی که

فرآیند خطاناپذیرسازي ممکن نبوده و یا پرهزینه میباشد میتواند کارا باشد.

خلاقیت در استفاده از سایر ابزارهاي کمکی خطاناپذیرسازي: نوآوري بکار گیري ایده هاي نوین ناشی از خلاقیت می باشد در واقع نو آوري عملی ساختن ایده ناشی از خلاقیت را امکان پذیر می سازد و آن را بصورت یک محصول جدید یا خدمت تازه ارائه می نماید. بااستفاده از نوآوري و استفاده از ایده هاي مختلف می توان سیستمهاي خطاناپذیرسازي را اجرا نمود.

این ایده ها شامل:

رنگ ها و کد رنگ ها (فرمهاي متفاوت با رنگهاي متفاوت، ایجاد مسیر حرکتی رنگی براي هر فرایند اداري در سطح ساختمان و ..)
اشکال (فرمهایی با سایزهاي متفاوت ، مهرهاي با اشکال متفاوت ، تابلوهایی با اشکال متفاوت مانند تابلوهاي راهنمایی و رانندگی و ...)
نشانه ها ( استفاده از علائم و شکلها در نرم افزارها ، راهنماها و تابلوهاي اطلاع رسانی و ... )
کشف خودکار توسط اپراتور (ایجاد رویه خودکنترلی براي هر شخص)
دستورالعملها، فرم ها، چک لیست ها و
جریانهاي کاري ساده شده (کار ساده مساوي با خطاي کم)
درچه مواقعی سیستم هاي خطاناپذیرسازي کار نخواهندکرد:

سیستم بصورت ذاتی، داراي طراحی صحیح نمی باشد و قادر نیست مشکل مربوطه را مرتفع سازد یا بصورت عمدي از کار می افتد.
اجزا سیستم، اعم از نفرات، آموزش ها، نرم افزارها و دستورالعمل ها، ساختار سازمانی و ... بصورت معیوب در سیستم وجود دارد.
ناتوانی سیستم در اثر قصد عمدي و یا خراب نمودن مغرضانه
مهم: بهبود مستمر و آموزش جزو الزامات سیستم خطاناپذیرسازي می باشد. مهمترین عامل تداوم بهبود مستمر خلاقیت و نوآوري در کار می باشد.

شناسایی و اولویت بندي مشکلات:

شناسایی مشکلات، بوسیله تکنیک هاي:

  • طوفان فکري
  • گزارش بازرسی و ممیزي هاي دوره اي
  • آنالیز مشکلات و خطاها
  • شکایت مشتري ها
  • گزارش خطاهاي فرآیند
  • FMEA


اولویت بندي مشکلات بوسیله:

  • ریشه یابی مشکلات ، بوسیله تکنیک 5W&1H:
  • زمان یا هزینه کشف
  • استفاده از اصل پارتو
  • زمان دوباره کاري
  • توقفات کاري
  • ضایعات ناشی از فرآیند
  • اهمیت ممیزي ها
  •  تواتر اتفاق خطاها

  •  چه کسی؟ (چه کسی مشکلات و خطاها را تجربه کرده است)
  • چه چیزي؟ (مشکل چیست)
  • کجا؟ (ریشه مشکل کجاست، مشکل کجا اتفاق می افتد)
  • چه وقت؟ (چه زمانی مشکل اتفاق می افتد)
  • چرا؟ (علت روي دادن مشکل چیست)
  • چطور؟ (چند بار مشکل اتفاق افتاده، چطور می توان مشکل را خطاناپذیر نمود)
  • این تکنیک را می توان براي هر فعالیت فرآیند بکار برد. باجواب دادن به این سوالات بسیاري از ابهامات روشن خواهد شد.

 

هدف ZQC  پیشگیري از تمامی خطاهاست که کاهش آن ها را  ZQC  می گوید، که در این حالت یک عیب را باید قبل از آنکه منجر به خرابی شود تشخیص داد و از یک عملیات کنترلی جهت اطمینان از ایجاد شرایط مورد نیاز براي تولید محصولات سالم استفاده کرد.  در چرخه بهبود کیفیت سنتی غالبا چرخه Do، Plan Cheek نشان داده شده که در این سه مرحله بهینه، فرایند در مرحله Plan  تشخیص داده می شود. فعالیت هاي طرح ریزي شده در مرحله Plan در مرحله Do انجام می شود و نهایتا پایش کیفیت در مرحله Cheek در این روش اگر خرابی اتفاق افتد بوسیله فیدبک اعلام و در مرحله Plan اقدام اصلاحی انجام می شود البته این روش مناسب است ولی هیچگاه به نقص صفر نخواهیم رسید ZQC با قرار دادن مراحل Cheek و DOدر کنار یک از ایجاد اشتباه قبل از اینکه منجر به خرابی شوند، جلوگیري می کند.

 ZQC از چهار عنصر اساسی تشکیل شده است، بازرسی در منشاء، بازرسی 100 %، یک حلقه فیدبک کوتاه و سیستم هاي خطاناپذیر کننده پوکا یوکه، که در این جهت سیستم پوکا یوکه مورد بررسی قرار می گیرد.

سیستمهاي پوکا یوکه از سنسورها یا ابزار کنترلی در فرایند استفاده می کنند تا اشتباهاتی که ممکن است از دید اپراتور یا مونتاژکاران مخفی بماند را شناسایی کنند. پوکا یوکه معمولا در بازرسی 100 % و فیدبک سریع جهت انجام اقدام اصلاحی کاربرد دارد میزان تاثیر این سیستم در جلوگیري از بروز عیب بستگی به مورد استفاده آن دارد که آیا جهت بازرسی منشائی در حین فرایند استفاده می شود یا اینکه جهت بازرسی آموزنده پس از انجام فرایند استفاده می شود در نتیجه براي جلوگیري از بروز اشتباه چنانچه سیستم پوکا یوکه در بازرسیهاي منشائی استفاده شود جلوي اشتباه را قبل از اینکه فرانید قطعه معیوبی تولید کند را می گیرد. این سیستم با دو روش فرایند را تنظیم می کند تا از ایجاد خطا در فرایند جلوگیري کند.

 در یک سیستم کنترلی هنگامی که یک بی نظمی اتفاق بیفتد ابزار را متوقف می کند و یا یک گیره را بر روي قطعه قفل می کند و جلوي حرکت آن را می گیرد.
یک سیستم هشدار دهنده به اپراتور هشدار می دهد تا ماشین را متوقف کند و یا مشکل را ردیابی کند.
روش اول از این جهت که موجب رسیدن به Zero Defect  (تولید کاملا بدون عیب) می شود برتري دارد سه روش عمده در استفاده از سیستم هاي پوکا یوکه وجود دارد:

 روش هاي تماسی
روشهاي مقدار ثابت
روشهاي گام – حرکت
در روشهاي تماسی، تماس فیزیکی یا تماس انرژي یک محصول شناسایی می شود در این روش از شکل نامنظم قطعات می توان حداکثر بهره را برد. در روش هاي مقدار ثابت، تعداد دفعات انجام یک کار شمرده شده  سیگنالی جهت توقف عملیات فرستاده می شود . در روش گام حرکت این مسئله که یک مرحله و یا یک حرکت از پیش تعیین شده در زمان خاص انجام شود، کنترل می شود. سنسورهایی که در سیستم پوکا یوکه استفاده می شوند به سه گروه عمده تقسیم می شوند:

 سنسورهاي تماس فیزیکی
سنسورهاي انرژي
ابزار کنترل کننده تغییرات شرایط فیزیکی 
هدف از استفاده از سنسورها کمک به اپراتور و سیستم جهت کشف عیوب در حین فرآیند بدون اتکا به مسائل انسانی می باشد.

ایجاد را ه حل:

براي یافتن بهترین راه حل ها براي کاهش و یا حذف خطا، استفاده از تکنیکهاي کار گروهی و جلسات منظم بررسی منشا مشکلات می باشد و باید افرادي خلاق و مطلع در گروه حضور داشته باشند تا بهترین راه حل ها را پیشنهاد دهند. در این جلسات بیان افکار و ایده ها آزاد بوده و پس از بررسی ایده ها، می توان راه حل مناسب را انتخاب نمود. تکنیک ها و فنون خلاقیت و نوآوري می تواند در رسیدن به نتایج مطلوب موثر باشد :

ارزیابی نتایج راه حل ها:

 آیا اشتباهات کاهش یافته اند؟ (بررسی آمارها و تعداد خطاها)
بررسی تاثیرات مالی (مقایسه آنالیز سود-هزینه راه حل ها)
آخرین مرحله:

تجزیه و تحلیل عوامل شکست و آثار آن با خطاناپذیر سازي : در این مرحله از FMEA براي موارد زیر استفاده می شود:

یافتن موارد خطا و اشتباهاتی که ممکن است در فرآیند رخ دهد.
پیشگویی مواردي که موثرتر خواهند بود و اثر بیشتري را در کیفیت نهایی کار و رضایت مشتري دارند.
تعیین تواتر و فرکانس اتفاق افتادن رویداد، شدت و اثرات احتمالی دیگري که ممکن است آن رویداد به دنبال داشته باشد. باید توجه داشت که ارزیابی نتایج و تعیین موارد خطا و مغایرت هاي ایمنی انتهاي کار نبوده و ضروریست با استفاده از چرخه معروف PDCAA رفع مغایرت ها را تا رسیدن به اهداف تعیین شده و کسب رضایت مشتري دنبال نمود.
چرخه Plan, Do, Check, Act یک چرخه اقدام اصلاحی سنتی است. این چرخه نمی تواند بطور کامل از بوجود آمدن خرابیها و حوادث جلوگیري کند بخصوص در مواقعی که علت خطاها، اشتباهات ساده انسان یا دستگاه باشد. این چرخه نمی تواند راهی جهت جلوگیري از اشتباهات باشد و تنها پس از رخ دادن یک خطا، فیدبک آن را در اختیار ما می گذارد.

باید بدانیم اشتباه همان حادثه نیست بلکه آن چیزي است که موجب حادثه میشود. همواره بهتر است که بجاي ردیابی حوادث و مشکلات، از ایجاد اشتباهات قبل از اینکه منجر به حادثه شوند جلوگیري کنیم.

 

 


نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

کلیه حقوق این سایت متعلق به تفکر ناب می باشد